Skip to Content

نگاهی به وظایف ملی و منطقه ای نمایندگان مجلس شورای اسلامی

قانون اساسی وظیفه نمایندگان مجلس شورای اسلامی را «قانون‌گذاری» و «نظارت» تعریف کرده اما در کنار آن حجم قابل‌توجهی از وقت نمایندگان، صرف رسیدگی به امور مراجعین و امور حوزه انتخابیه می‌گردد

نگاهی به وظایف ملی و منطقه ای نمایندگان مجلس شورای اسلامی

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجلس تی وی، قانون اساسی وظیفه نمایندگان مجلس شورای اسلامی را «قانون‌گذاری» و «نظارت» تعریف کرده و این حق را به نمایندگان داده  تا در چارچوب وظیفه نمایندگی در خصوص همه مسائل کشور اظهارنظر کنند؛ اما آیا وظیفه نمایندگی محدود به نظارت و قانون‌گذاری است؟ آیا در انتخابات ۹۴ فقط باید دنبال کسانی بگردیم که قابلیت ایفای این دو وظیفه خطیر را داشته باشند؟ آیا انتظارات مردم محدود به ایفای وظیفه نمایندگی یعنی قانون‌گذاری یا نظارت است؟

نگاه تطبیقی به عملکرد نمایندگان و وظایف آن‌ها در قانون اساسی، از یک اختلاف عملی و نظری عمده میان آنچه یک نماینده باید انجام دهد و آنچه انجام می‌دهد، حکایت دارد. برخلاف آنچه در قانون اساسی آمده، حجم قابل‌توجهی از وقت نمایندگان، بیش از اینکه صرف امور ملی آن‌هم در بعد قانون‌گذاری و نظارت شود، صرف رسیدگی به امور مراجعین و امور حوزه انتخابیه می‌گردد. علی مطهری در این خصوص در صحن علنی مجلس می گوید: «گاهی دلم برای نمایندگان شهرستان‌ها می‌سوزد زیرا آن‌ها مجبور به پیگیری امور موکلان خود هستند و این موضوع باعث شده تا آن‌ها در زمان مطرح شدن طرح و لوایح در صحن مجلس یا مطالعه کافی نداشته و یا تمرکز ذهنی نداشته باشند». حال پرسش این است که آیا رسیدگی به امور محلی،‌ از قبیل فعالیت‌های عمرانی در سطح حوزه انتخابیه و تلاش برای تأمین شغل و مسکن شهروندان، خلاف رسالت نمایندگی است یا مکمل آن؟

نه دوره عملکرد مجلس شورای اسلامی جای تردید باقی نگذاشته که اکثریت نمایندگان، بخش عمده‌ای از وقتشان را صرف امور منطقه‌ای و محلی می‌کنند. سکوت اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق نمایندگان در صحن علنی و فعالیت معدودی از نمایندگان روی طرح‌ها و لوایح، غیبت و تاخیر های زیاد نمایندگان، بی‌توجهی به اظهارات موافقان و مخالفان در صحن علنی مجلس، نشان می‌دهد که برخی نمایندگان بیش از آنکه دغدغه قانون‌گذاری داشته باشند، هم‌وغمشان رسیدگی به امور حوزه انتخابیه است.

برنامه مدون و سازمان‌دهی شده مجلس که توسط هیئت‌رئیسه مجلس تدوین و ابلاغ شده نیز نشان می‌دهد که هر نماینده هر سه هفته یک‌بار و به مدت یک هفته باید به حوزه انتخابیه سرکشی و به امور موکلین و امور حوزه انتخابیه رسیدگی کند؛ بنابراین رسیدگی به امور منطقه‌ای و ارتباط با موکلین و حل مشکلات آن‌ها اگرچه در قانون اساسی مورداشاره قرار نگرفته، اما این مهم در راستای وظیفه نمایندگی است؛ یعنی نماینده علاوه بر قانون‌گذاری و نظارت در بعد ملی، در بعد منطقه‌ای نیز مکلف است به امور حوزه انتخابیه رسیدگی و گره‌های لاینحل را باز کند. شرکت در شورای اداری استان و شهرستان، سرکشی از پروژه‌های عمرانی و … ازجمله وظایف نمایندگی است هرچند قانون به آن اشاره‌ای ندارد.

از این مورد، رسیدگی به امور محلی و منطقه‌ای را باید مکمل وظایف نمایندگی قلمداد کرد، ولی واقعیت این است که تلفیق این دو آسیب‌هایی به همراه داشته است. از یک‌سو نمایندگان از وظایف کلان و ملی خود غافل مانده‌اند. از سوی دیگر تلاش برای تأمین اعتبار برای پروژه‌های عمرانی حوزه انتخابیه، تأمین شغل و مسکن و نیازهای مالی موکلین،‌ آن‌ها را از وظیفه نظارتی خود باز داشته است؛ یعنی نماینده‌ای که برای مدیر یک کارخانه صدها معرفی‌نامه جهت اشتغال ارسال می‌کند یا برای تأمین اعتبار یک پروژه عمرانی ماه‌ها با یک مدیر دولتی مکاتبه دارد، دیگر نمی‌تواند به وظیفه نظارتی خود عمل کند.

پرسش این است که اگر نمایندگان را از رسیدگی به امور منطقه‌ای معاف کنیم،‌ چه کسی مسئول آبادانی و توسعه مناطق کمتر توسعه‌یافته است؟ چه کسی مسئول رسیدگی به مردم در مناطق محروم و توسعه‌نیافته است؟  

مدافعان طرح استانی شدن انتخابات،‌ بر این باور بودند که اگر نمایندگان به‌صورت استانی انتخاب شوند، دغدغه‌های محلی نمایندگان کمتر و آن‌ها بیشتر به امور ملی و ایفای بهتر وظیفه نمایندگی می‌پردازند و از سوی دیگر ایجاد فاصله میان نمایندگان و حوزه‌های انتخابیه سبب رشد و تقویت شوراهای شهر و روستا شده و بسیاری از وظایفی که اینک بر دوش نمایندگان سنگینی می‌کند، بر عهده نمایندگان شوراها محول می‌شود درواقع آن‌ها قائل به یک تفکیک وظیفه، در رسیدگی به امور ملی و محلی بودند؛ اما آن‌ها توضیح نمی‌دهند که اگر نمایندگان پیگیر آبادانی و عمران حوزه‌های انتخابیه نباشند، نمایندگان شوراها با چه ابزار و قدرتی امکان تأمین اعتبار پروژه‌ها و نظارت بر دستگاه‌های دولتی و مجریان پروژه‌های عمرانی را دارند؟ اینک که نمایندگان مجلس با ابزار سؤال و تذکر و استیضاح نمی‌توانند به صدها پروژه نیمه‌تمام در مناطق مختلف کشور سروسامان دهند، نمایندگان شوراها چگونه می‌توانند؟ نکته حائز اهمیت اینکه حتی در جوامع توسعه‌یافته نیز رسیدگی به امور منطقه‌ای در ردیف وظایف نمایندگی است، اما در جوامع توسعه‌یافته، نمایندگان مجلس شخصاً درگیر مسائل خرد محلی نمی‌شوند، بلکه گروه مشاوران و کارپردازان آن‌ها در دفاتر محلی‌شان این امور را انجام می‌دهند.

ازاین‌رو فعلاً باید رسیدگی به امور محلی و منطقه‌ای را در ردیف وظایف نمایندگی برشمرد و در انتخابات ۹۴ علاوه بر قابلیت کاندیداها در قانون‌گذاری و نظارت بر ارکان حکومت،‌ باید میزان توانایی آن‌ها در آوردن اعتبارات مالی در سطح استان و حوزه انتخابیه را نیز سنجید.

از سوی دیگر بودجه سنواتی کشور در مجلس تصویب می‌شود و اگر نمایندگان دغدغه محلی و منطقه‌ای نداشته باشند هیچ ضمانتی برای توزیع عادلانه ثروت میان استان‌های کشور وجود ندارد، چراکه در حال حاضر نیز به‌رغم تلاش عمده نمایندگان باز توزیع اعتبارات عادلانه صورت نمی‌گیرد و نمایندگانی که نفوذ بیشتری در دولت و مجلس دارند سهم بیشتری از بودجه کشور را به‌سوی حوزه انتخابیه‌شان سرازیر می‌کنند. ازاین‌رو شهروندان در انتخابات دهمین دوره مجلس و در انتخاب اصلح علاوه بر توجه به  دغدغه‌های ملی کاندیداها باید به حساسیت‌های منطقه‌ای کاندیداها و قدرتشان در جذب و پیگیری اعتبارات منطقه‌ای نیز توجه کنند.